#تاوان_بی_گناهی_پارت_146
این دفعه تو مال منی...
دیگه نمیذارم ازم جدا شی...
دیگه میشم اونی که تو میخوای،دیگه اذیتت نمیکنم
به چی قسم بخورم که پشیمونم که تاوان دادم
که بخدا منم عاشقتم
چی کار میکردم با این لحن مقتدر؟؟؟
با صدای دورگه و گرفته از بغض...
با این صدای محکم
مگه میشد؟؟؟
چرا خودمون عذاب بدیم، چرا وقتی میتونم ببخشمش هم اون و آزار بدم هم خودمو چرا اخه....
شاید کارم اشتباه باشه
کسی چه میدونه ،شاید فردا پشیمون بشم
ولی الان تو این لحظه من ارسان بخشیدم
با همه بدیای که بهم کرد بخشیدمش
منم نشستم روبه روش
دستش که دستم گرفته و محکم بین دستم گرفتم
و حرفای دلم به زبون اوردم
-دوست دارم،من همیشه دوست دارم داشتم و خواهم داشت...
شاید کارم اشتباه باشه
شاید تو آینده از تصمیم امشبم پشیمون بشم
ولی تو این لحظه، زیر نور ماه...
میخوام بگم که میبخشمت
بابت همه کارات میبخشمت، تو راست میگی من ماله توام
من تو نمیتونیم از هم بگذریم
چون مال همیم
فقط قبلش
قول بده دیگه نری، دیگه اذیتم نکنی دیگه با قلبم بازی نکنی
چشماش چلچراغی بود
برق میزد
ناباور منو کشید تو بغلش فشارم داد به خودش
با صدای پر بهتی گفت:
-تو جون بخواه عشق من
نفس عمیقی کشیدم که باعث شد عطرش بینیمو قلقلک بده
-پس قبوله
دوماه بعد
دستی به صورتم کشیدم،هزار درجه تغیر کرده بودم
فکر نمیکردم امشب انقدر عوض بشم...
تو حال و هوای خودم بودم که با صدای آرایشگر به خودم اومدم
-ماشالله هزار ماشالله....بزنم به تخته گوش شیطون کرد
چشم نخوری مثل قرص ماه شدی بیچاره داماد
درحالی خندم گرفته بود بد برگشتم طرفش و گفتم:
-چرا بیچاره داماد..؟!؟!
با افسوس فراون گفت:
-خب بنده خدا چه جوری تا شب صبر کنه....
اولش نفهمیدم چی میگه ولی وقتی متوجه شدم با چشمای گرد و صورتی خجالت زده نگاهش کردم
که باعث شد صدای خندش به اسمون بره
همون موقعه زنگ آرایشگاه به صدا در اومد
و پیشت بندش صدای دختری که میگفت:
-عروس خانم اقا داماد اومدن
تورمو تا اخریت حد کشیدم پایین تا نتونه صورتم و ببینه
وقتی نزدیکش شدم بوی عطرخوش بوش باعث شد یه نفس عمیق بشکم
فقط کفشای براق و مشکیشو میدیم
اروم دست گل و به دستم داد گلایی پر از رزهای آبی
به دستور فیلم بردار از پله ها پایین اومدیم ولی چون طبقات زیاد بود ارسان روبه فیلم بردار گفت: -امیر جان تا همینجا فکر کنم بسه اخر پله ها زیاد خانومم اذیت میشه
امیرم که من ندیده میتونستم حدث بزنم نیشش باز شده گفت:
-باشه داداش هرجور راحتی
#part_353
با کمک ارسان وارد اسانسور شدیم
romangram.com | @romangram_com