#تاوان_بی_گناهی_پارت_145


من نمیتونم قبولِ......

قبل از تموم شدن حرفم صدام تو گلوم خفه شد

انتظار هرچی رو داشتم اعلا این....

خیلی نرم اروم لباش و رو لبام حرکت میداد

یه دستش دور کمرم حلقه شده بود

یه دستش تو موهام بود با موهام بازی میکرد...

کرخت شده بود بدنم

ولی الان وقت وا دادن نبود

#part_349



خودمو محکم از تو اغوشش کشیدم بیرون

خواستم از بین دستاش خلاص بشم که نذاشت

محکم منو گرفت تو بغلش و سرمو چسبوند به سینه اش

-دریا عزیزم بخدا...

بخدا نمیخواستم اذیتت کنم

میدونم دیر کردم،میدونم نامردی رو تموم کردم

ولی به خدا به هرچی که تو میگی من قسم میخورم که من الان پشیمونم

الان عاشقتم

بدون تو نمیتونم

بهدا که نمیتونم

بد بودم بد کردم قبول

ولی به خدا هزار بار تو تنهایام تاوان دل شکستتو دادم

سرم و محکم تر فشار داد به سینه اش

با صدایی که سعی میکرد نلرزه

ادامه داد:

-نفسم ولی اگه تونمیخوای تو دوسم نداری

اگه از چشمت افتادم

اگه....

مکثی کرد

-باشه،هرچی تو بگی هرچی توبخوای

اگه تو بخوای میرم و دیگه ام برنمیگرد دیگه منو نمیبینی

مشت و کوبیدم به سینه اش

با هق هق گفتم:

-اذیتم کردی،غرورمو شکستی بهم بهم...

هق هقم نمیذاشت ادامه بدم

اونم چشماش نم داشت

انگار که خیس بودن اون دوتا گوی قهوای



-میدونم همه رو میدونم

بگم غلط کردم خوبه؟

میبخشی منو؟!

بخدا دریا جبران میکنم برات.... دیگه نمیزارم آب تو دلت تکون بخوره

تو فقط به من بگو هستی...

بگو ماله منی...

بگو که منو بخشیدی

هرچی تو بخوای....همون کارو میکنم

نفس من تو فقط منو مطمئن بکن از بودنت

پیشونیم چسبوندم به سینه اش

-من همیشه هستم این تویی که هیچ وقت نیستی

این تویی که نیستی!!!

که همیشه میری

با نبودنت اذیتم میکنی...

دستاشو از دورم باز کرد

سرم بلند کردم با تعجب نگاهش کردم

لبخندی بهم زد

تعجبم وقتی دو برابر شد که جلوی پاهام زانو زد

دستم گرفت تو دستش

با ثدای پر آرامشی گفت:

-دریا به خدای احد و واحد،به هرچی که تو بگی به هرچی کخ قبول داشته باشی من قسم میخورم


romangram.com | @romangram_com