#فرشته_نجات_پارت_95
بروند ...
* * * * *
عصر همان روز برای گردش به خیابان ل اپرا رفتند که خیابانی در مرکز شهر پاریس بود ... ساعت ده
بود که ارشیا از ایلسا خواست که برگردند ...
ایلسا : از این جا تا هتل خیلی راهه ؟
ارشیا : آره چطور مگه ؟
شانه بالا انداخت : هیچی می خواستم پیاده بریم .هوس پیاده روی کردم .
ارشیا : ساعت ده شب ؟!
ایلسا : آره حال میده .
ارشیا آستین مانتویش را کشید و گفت : بیا بریم تا مخت بیشتر از این تاب برنداشته .
همان طور که کنارش قدم می زد گفت : ارشیا فردا کجا می ریم ؟
ارشیا : نمی دونم تا ببینم چی میشه .
ایلسا : برج ایفلم می بریم ؟
ارشیا از لحن او خنده اش گرفت و لپش را با دست کشید : آره خانوم کوشولو برج ایفلم می برمت . الانم
می ریم تا نصفه شب توی له اوری می گردیم باشه ؟
ایلسا : کجا ؟
ارشیا : له اوری اون جا که هتلمون توشه ... یکی از مناطق اعیونیه این جاست .
ایلسا : می گم تو که این جا دانش جو بودی خونه نداشتی ؟
ارشیا : نه با چند تا از دانشجو ها خونه اجاره کرده بودیم .
دو سه ساعتی توی خیابان گشتند و سپس به هنل بازگشتند ...
روز بعد به میدان تروکادرو رفتند . این میدان یکی از میدان معروؾ فرانسه است که مقابل رود سن
قرار داشت .
بعد از تماشای آن و عکس های مختلفی که گرفتند به سمت برج ایفل که کمی آن طرؾ تر بود و در
میدان شان بود رفتند .
ایلسا با هیجان دوربین عکاسی اش را به دست گرفته بود و از هر گوشه ی آن عکس می گرفت .
گاهی هم آن را به دست ازشیا می داد تا از خودش عکس بگیرد .
ارشیا که او را حسابی مشؽول دید گفت : بسه ایلسا چقدر عکس می ندازی .
ایلسا : ا ... خوب مگه من چند بار دیگه میام این جا ، بزار همین یه بار رو حال کنم .
ارشیا : اگه می خوای جاهای دیگه هم بری باید حواست به وقت باشه
ایلسا : کجا دیگه قراره امروز بریم .
ارشیا : اگه الان بیای می ریم کلیسای نوتردام ... یه خورده از مسیر دور میشه آخه توی یه جزیره است
.
ایلسا : بریم بریم ... خیلی دوس داشتم یه کلیسا رو از نردیک ببینم .
ارشیا : اگه حرؾ گوش کنی هر چند تا از کلیسا رو که رسیدم می برم نشونت می دم .
ایلسا : واقعنی ؟
ارشیا : اره واقعنی بیا بریم .
ایلسا دستش را در دست ارشیا نهاد و گفت : بریم .
در راه همان طور که به طرؾ کلیسا می رفتند برای ایلسا توضیح داد که : این کلیسا اون جایی که الان
هستش قدیما یه معبد بوده اما تو قرن چهارم میلادی نمی دونم دقیقا چه کسی اما یه نفر اومد و جای اون
معبد یه کلیسا ی بزرگ ساخت تا قرن دوازده میلادی هم همون کلیسا بودن اما از اون موقع به بعد که
جمعیت فرانسه یه دفعه زیاد شد اون کلیسا رو خراب کردن و یه کلیسا ی بزرگتر جاش ساختن که دو
قرن طول کشید
ایلسا : دوقرن ؟؟؟
ارشیا : خیلی بزرگه تا یه مدت پیش بزرگترین کلیسای دنیا بود اما الان توی اروپا و حتی تو خود فرانسه
romangram.com | @romangram_com