#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_228
میشیم مطئمنم..
امتحان آخرم هم ریاضی بود
نزدیک بود امتحان شروع شه که ما رفتیم توکلاس نشستیم خودکارو تودستم تکون میدادم استرس گرفته بودم تا برگه امد انگار همچی ازذهنم پریده بود سوالارو که نگاه میکردم خونده بودما ولی یادم نمیومد همه منتظرمن بودن که بنویسم
برگه رو برگردوندم صفحه بعد تا جایی که یادم بود نوشتم.انقد حالم بدبود سریع وسیله هامو جمع کردم برگه رو رومیز استاد گذاشتم امدم بیرون وبچه ها هم دنبالم.
گندزده بودم خداکنه قبول شم
مریم:چطورنوشتی بنظرت چندمیشی
گندزدم
....گوشیم زنگ خورد صفحه رونگاه کردم آریا بود
جانم
آریا:سلام عزیزم خوبی
بدنیستم
آریا:کجایی بیرونی
دانشگام
آریا:آهامواظب باش زنگ زدم بگم آرتین داره مرخص میشه داریم میبریمش خونه
چه خوب بسلامتی باشه عزیزم
آریا:بروبه کارت برس فعلا خانومم
فعلا آقا
وقتی تلفنو قطع کردم به بچه ها گفتم آرتین مرخص شده فاطی خوشحال شد همش نیشش بازبود.
ازدانشگاه زدیم بیرون سوارماشین شدیم و روندم به سمت خونه تا رسیدیم بچه ها رفتن تو اتاق گرفتن خابیدن خسته شده بودن دیگه صبح زودبلندشدن
درس خوندن منم دیگه هیچی بهشون نگفتم گذاشتم یکم بخابن منم خاستم بخابم
که زنگ دربه صدا درامد رفتم ببینم کیه که....
آیفون و برداشتم گفتم:بله
_سلام خانوم پستچیم میشه بیاین دم در
بله الان میام
رفتم توحیاط دروبازکردم
سلام
مرده یه پاکت دستم داد
این چی هست
_ نمیدونم خانوم اگه میشه اینجا رو امضا کنین
دفتری جلوم گرفته بود امضاکردم دروبستم امدم تو همینجور که میرفتم تو پاکتش پاره کردم.
یه کارت توش بود بازش کردم باخوندنش قلبم وایساد.
کارت عروسی بود اسم آریاتوش نوشته بود پام دیگه جون نداشت نمیتونستم وایسم همونجا افتادم توشک بودم یعنی چی اون که میگفت دوستم داره. پس این کارت چیه یعنی همش بازی بوده سرکارم گذاشته دیگه نفهمیدم چیشد.
اززبان فاطی:
ازخواب پاشدم دست وصورتمو شستم با دستم مریم و تکون دادم
:مریم بلندشو
romangram.com | @romangraam