#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_219
یه آب خوردم و درازکشیدم خیلی وحشتناک بود خدایا اینجورمنوامتحان نکن من میمیرم.به زورخوابم برد. باصدای زنگ گوشیم ازخواب بلندشدم.
بله
_سلام خانوم محمدی
سلام بفرمایید
_ازکلانتری زنگ میزنم اگه میشه بیاین آگاهی جناب سرهنگ باهاتون کاردارن
باشه چشم حتما میام
_ممنون خدانگهدار
خدانگهدار
سریع حاظرشدم رفتم پایین داشتم کفش میپوشیدیم
روبه بچه ها کردم گفتم:من دارم میرم کلانتری فعلا
سوارماشین شدم.رسیدم ماشینوپارک کردم و رفتم داخل کلانتری که سرهنگ و توراهرو دیدم
سلام جناب سرهنگ خسته نباشین گفتین بیام اینجا اتفاقی افتاده
_سلام نه نگران نباشین بفرمایید داخل صبحت میکنیم
رفتیم داخل و نشستم منتظر بودم تاسرهنگ حرف بزنه داشتم دق میکردم.
_دوتا خبرخوش دارم براتون
چیییی
_قاتل اصلی پیداشده
وای میدونستم خداروشکر دیدین گفتم کارآریا نبوده
_بله خداروشکر ایشون بی گناهن
قاتل کیه چجورکشته شده
_اینجورکه مشخص شده وقتی مقتول با آقای صولتی دعواش میشه خونه نمیره میره پارک ماهم ازدوربین و حرف زدن با آدمای اون محل فهمیدیم توی پارک بایه موادفروش میخورن بهم دیگه ودعواشون میشه یکی ازاون خلافکار با چاقومیزنه شاهرگ مقتولو
وای خدای من جناب سرهنگ آریا کی آزادمیشه اون که بی گناهه
_ خبرخوش دومیم این بود که امروزمیادبیرون
وای راست میگین
_بله
...خداحافظی کردم باخوشحالی
سوارماشین شدم روندم سمت شیرینی فروشی یه کیک خوشگل ، یه عالمه بادکنک خریدم میخاستم جشن بگیرم
وقتی همچیو خریدم به سمت خونه روندم دستم انقد پربود نمیتونستم دروبازکنم بزورزنگو فشاردادم .
_کیه
فاطی بازکن منم
_تومگه کلید نداری
بازکن دستم شکست الان چه وقت سوال کردنه
دروبازشد سریع رفتم توبچه ها با دیدن دستم تعجب کردن
مریم:چخبره مهمون داریم
:امروز روز قشنگیه برام
romangram.com | @romangraam