#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_191


ماروبردن کلانتری

تا سعیدو دیدم گفتم:پسره لجن ازداداش من شکایت کردی

روکردم به پلیسه گفتم:جناب سرهنگ من زدمش چرا ازداداش من شکایت کرده

سعید:تومنو نزدی همه اینا کاره این عوضیه

با دستش آرتارونشون داد

تینا:هوی درست حرف بزن

با لحن بدی گفتم:توشکایتتو پس نمیگیری دیگ

سعید:بخاطر تو میگیرم نمیخام ناراحتیتو ببینم اگرم کشوندمتون تا اینجا برای اینه که بدونین من میتونم هرکاری بکنم

سعید:جناب سرهنگ کجارو باید امضا کنم من شکایتی ندارم

وقتی امضا کرد

رو کردم سمت جناب سرهنگ گفتم:جناب سرهنگ من ازاین اقا شکایت دارم

پسره بز با تعجب نگام کرد

سرهنگ:به چه دلیل

تینا:به دلیل مزاحمت هرروز پیام میده زنگ میزنه بیرون میرم جلومو میگیره تهدیدم کرده

جناب سرهنگ گوشیمو جلودر همکارتون گرفتن اگ باورنمیکنین نشونتون بدم این آقا برام یه روز خوش نذاشته

جناب سرهنگ ازپسره چلغوز پرسید: حرفای این خانوم و تایید میکنید

سعید:بله

سرهنگ: خانوم اگه شکایت دارین اینجا روامضا کنین برای شکایتتون

برگه رو امضا کردم

فقط مونده بودم چرا گفت بله میتونست انکارکنه بگه نه. نمیدونم بازچه نقشه ای توسرش داشت

سعیدوانداختن تا آب خنک بخوره

من وآرتا هم تاکسی گرفتیم وبه سمت خونه راه افتادیم

خداروشکر کردم که آرتا پیشمه

ما بخاطر شکایت سعید امدیم کلانتری حالا خودش گیرافتاده بود دلم خیلی خنک شده بود

داشتم آشپزونه رو تمیز میکردم

مریم و فاطی هرکدوم یه جا روداشتن تمیز میکردن

منم حوصلم خیلی سررفته بود گفتم یکم اینجا رو تمیز کنم بهتر از هیچیه

همونجور که داشتم کارمیکردم آهنگ هم میخوندم

دستم ...تو دست یاره

قلبم چه بی قراره

به به چی میشه امشب باروون اگر بباره

دیگ داشتم داد میزدم(خو چیه صدام به این خوشگلی بده میخام همه لذت ببرن)

صدای درونم گفت*خیلی خودشیفته ای صدات خیلیم افتضاحه ای بابا داد نزن کرشدم

اولا صدام عالیه تو کری نمیشنوی دوما برو بابا

دیگ محلش ندادم و به کارم ادامه دادم

romangram.com | @romangraam