#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_190
تینا:این برای اینکه با امدنت یه روز خوب برام نذاشتی
تامیتونستم زدمش
روکردم به جنازش که رو زمین افتاد بود گفتم :توفکر کردی من راحت میشینم میزارم هرکاری دلت میخاد بکنی این اولشه اگه بازم ببینمت ایندفعه میکشمت
رفتم سمت آرتا دستشو گرفتم بلندش کردم
رفتیم سمت ماشین درجلو رو بازکردم آرتا نشست
منم رفتم نشستم پشت فرمون شیشه رو اوردم پایین یه سوت زدم که پسره گاو سرشو بلندکرد نگام کرد
تینا:دیگه نبینمت با دستام براش بابای کردم و پامو روگاز گذاشتم وحرکت کردم
پسره پرو فکرکرده ما هیچی بلدنیستیم دیگه نمیدونه من یه تنه همه رو حریفم
خیرسرم پس مدرک براچی دارم براین موقعس دیگ این همه کلاس رفتم اگ الان این موقع ها نتونم کاری کنم ک هیچ
ماشینو نگه داشتم یه بطری آب آوردم رفتم پیش آرتا
تینا:پیاده شو داداشی صورتتو بشور
آرتا پیاده شد من رو دستش آب میریختم اون صورتشو میشست.
تینا:دستش بشکنه الهی خیلی دردداری
آرتا:نه عزیزم خوبم
سوارماشین شدم وحرکت کردم
رسیدیم
آرتا رو نذاشتم خونه بره
دماغش بادکرده بود اینجور میدیدنش میترسیدن
این دوتا خل هم دوتایی باهم حرف میزدن ادم نمیفهمید که چی میگن
رفتم توآشپزخونه یه قرص مسکن برداشتم با آب رفتم پیش آرتا
تینا:بیا اینو بخور خوب میشی
دودقیقه نشد زنگ در به صدا درامد رفتم دروبازکردم با دیدن پلیس تعجب کردم
_سلام خانوم آقای آرتا رحیمی هستن
سلام بله چیزی شده
_اگه میشه صداشون کنین ازشون شکایت کردن
کی شکایت کرده
_یه اقای به نام سعید .....
تا امدبقیشو بگه فهمیدم کاره کدوم اشغالیه
رفتم تو آرتا روصداکنم
با ترس گفتم:آرتا پلیس امده
آرتاازجاش بلندشد:نترس خواهری برم ببینم چی میگن
تینا:منم میام
آرتا:توکجا
تینا:گفتم میام یعنی میام
روکردم به بچه ها گفتم مواظب باشین زودمیایم
romangram.com | @romangraam