#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_189


تینا:آروم برو آرتا

وای ای کاش نمیگفتم بهت ها

آرتا:توغلط کردی تازه الان بهم میگی بخاطر اینکه دیرگفتی من میدونم با تو

درخونه سعید نگه داشت

آدرس خونه اینو ازکجا داشت اخه

وای قلبم نزدیک بود وایسته دیگه خدایا کمک کن

آرتا پیاده شد ازماشین منم امدم پایین

گفتم:جون من بیا بریم

آرتا با اخم نگام کرد:جون خودتو قسم نخور ساکت گوه میخوره مزاحمت میشه

آرتا دستشو گذاشته بود رو زنگ ول نمیکرد که.

عجب اشتباهی کردم گفتما

دربازشد سعید امد بیرون

سعید:چخبرته زنگ و سوزوندی

آرتا:بی همه چیز مزاحم خواهرم میشی مگه ناموس نداری

این چلغوزخواست جوابشو بده که چشمش به من افتاد

با لبخند چندشی گفت: تینا عشقم تو اینجایی معلومه ازم خوشت امده ها امدی ببینیم خوش امدی بیا تو

تا اینو گفت مشت آرتا توصورتش فرود امد

آرتا:خفه شو اسم خواهرمو نیار کثافت

هردوداشتن همو میزدن داشت گریم میگرفت هرچی جیغ و دادمیکردم که یکی کمک کنه هیچ کس نبود

رفتم سمت آرتا دستشو گرفتم کشیدم گفتم: بیا بریم وللش کن عزیزم جون من بیا من میترسم

آرتا حواسش پرت شد بهم گفت:جونتو قسم نخور برو توماشین زودباش

اون پسره عوضی ازفرصت استفاده کرد یه مشت خابوند تودماغ آرتا

با گریه دویدم سمت آرتا

تینا:آرتا داداشی حالت خوبه

آرتا ازصورتش معلوم بود که درد داره گفت :آره خوبم نترس

بلندشدم با تمام نفرتم زل زدم تو چشمای پسره لجنه خر

دستمو اوردم بالا با تمام قدرتم زدم توگوشش

تینا:این برای اینکه با دست کثیفتت داداشمو زدی

یکی دیگ زدم تواونور صورتش

تینا:این برای اینکه مزاحمم شدی آشغال

با مشت زدم توشکمش که ازدرد خم شد

تینا:این برای اینکه دیگه گوه اضافه نخوری

پامو اوردم بالا محکم زدم توپاش

که افتاد زمین

مونده بودم چرا مثل بز منو نگاه میکنه

romangram.com | @romangraam