#دوسه_تا
#دوسه_تا_پارت_145


(با دست ماشینو نشون داد)

تینا:اره هرچی استارت میزنم روشن نمیشه

آریا:شما بشینین توماشین هروقت گفتم استارت بزنین

تینا:زحمت نکشین

آریا:چه زحمتی برین پشت فرمون بشینید

تینا. نشستم پشت فرمون دوسه بار هی گفت استارت بزن ولی روشن نشد که گفتم:آقا آریا خودتونو خسته نکنین درست نمیشه

آریا:انقد عجله نکنین الان استارت بزنین

تینا:مگ میشه عجله نداشته باشم خواهرم بیمارستانه ها

استارت که زدم اخیش روشن شد ازپنجره سرمو اوردم بیرون:دستتون دردنکنه

آریا: خواهش میکنم عه خداشفاشون بده کمک خاستین بگین بهم

تینا:ممنون من دیگ برم خدانگهدار

آریا:خداحافظتون

..گازدادم تا بیمارستان خداخیرش بده ماشینو درست کردخدارسوند اینوها

رسیدم بیمارستان ماشینو قفل کردم رفتم تو اه چقدر ازاین زنه بدم میاد اخلاقش صفره

رفتم سمتش خانوم ببخشید یه خانومی امروز اوردن به اسم آتوسا

زن بداخلاقه:فامیلیشون

تینا:والا نمیدونم

اخ خدا فامیلیشون چی بود

بداخلاقه:یادتون رفته من چجورپیدا کنم وقتمو نگیرین تا حراستو خبرنکردم برین ازاینجا

(میگم اعصاب نداره )

تینا:خیلی بی اعصابی اکه به رئیست نگفتم اخراجت کنه

تا امد حرف بزنه این بیشعور صدای آرتا روشنیدم

آرتا:تینا بیا اینجا

تینا:سلام چیشده آتوسا کجاست

آرتا:ازبچگی مشکل قلب داشته به ما نگفته منم فهمیدم اومدم دکتر مدارکاشو نشون دادم گفت باید عمل شه الانم چنددقیقه ای هست اوردنش ازاتاق عمل بردنش آی سیو دکتر گفت حالش بهترشه میارنش بخش

تینا:ای وای دیدینش

آرتا:نه نزاشتن

فقط باید بپرسم خوب میشه اصن واینساد حرف بزنم رفت ای کاش میبردمش پیش اون یکی دکتره

تینا:من الان میرم میپرسم نگران نباش فقط اتاقش کجاست

آرتا:نگاه اون درو زده روش دکتر موسوی دیدی اونجاست

تینا:اره دیدم وایسا اینجا تابیام راستی فامیلیتون چیه

آرتا:تو فامیلیمونو نمیدونی وای رحیمی دیگه

..رفتم سمت اتاق این یارو درزدم تق تق

دکتر:بفرمایید

بازکردم درو

romangram.com | @romangraam