#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_266
دکتر رو به پرستار کرد_وسایل بخیه رو بیارید
پستار چشمی گفت سریع ازاتاق خارج شد
و دکتر پنبه ای رو ضدعفونی کرد
و روی زخم کشید
سوزش بدی توی وجودم پیچید_اووف میسوزه..
دکتر_بخیه کردنش بیشتر درد داره
پرستاری با ظرف وارد شد_بفرمایید دکتر
دکتر_پسرم بیا اینجا
مرتضی متعجب گفت_من؟
دکتر_آره بهتره کنارهمسرت باشی
تا درد کمتری بکشه
چشمام از تعجب گرد شد
مرتضی_همسرم نیست که...
دکتر_آء پس خواهرتون..
مرتضی دهن باز کرد چیزی بگه که پرستار بین حرفش پرید_نکنه دوستین؟؟
نصف شبی باهم توخیابون چیکار میکردین؟؟
سریع گفتم_وا خانوم دوست چیه ؟؟نامزدیم..
مرتضی هل کرده گفت_آره آره نامزدیم
دکتر_خب پس محرمید..بیا قسمت بالای ران نامزدتو بگیر تا بخیه بزنم
مرتضی بهت زده گفت_پاشو؟؟
خندم گرفته بود
لب گزیدم که صدای خندم بلند نشه
و سرم پایین انداختم
مرتضی مردد دستش به سمت پام دراز کرد و
باز دستش پس کشید
دکتر_چی شده؟؟
مرتضی _هیچی ..
دستش روی قسمتس که شلوار بود گذاشت تا
با پوست بدنم تماس نداشته باشه
حالا جا شکرش باقیه نگفت از روی لباسم نمیشه بهش دست بزنم
از درد چشمام بستم
چندنفس عمیق کشیدم
انقد بدنم یخ زده بود که گرمای دست مرتضی از روی شلوار هم حس میشد
دکتر بعد از بخیه زدن زخم از اتاق خارج شد
مرتضی لب زد _خدا خودش ببخشه
متعجب گفتم_چیو؟؟
نگاه چپی بهم انداخت_هیچی پاشک بریم خونه دیر وقته...
پوزخند زدم_نکنه میترسی یه دختر زخمی نصف شبی بهت دست درازی کنه؟؟
چشماش ریز کرد_از اون دختر پررو بعید نیست..
به سختی از روی تخت بلند شدم_از پسرای خجالتی و متعصب خوشم نمیاد ..پس نگران نباش
مرتضی به سمتم چرخید_کی گفته من خجالتیم؟؟؟
ابروهام بالا بردم_ازرفتارت دو دقیقه پیش معلوم بود
دراتاق باز کرد_ اون رفتار نذا پای خجالت..
اگه دلم نمیخواست بهت دست بزنم بخاطر اعتقاداتم بود ک تو نداری...
و از در بیرون زد
دستم مشت کردم_پسره بی تربیت..
romangram.com | @romangram_com