#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_242




صداش بلند شد_آخیش ..بعد ناهار اگه گفتی چی میچسبه؟؟





نیلا متعجب گفت_چای؟؟





صدای شیطون آرین بلند شد_نه..





نیلا_میوه؟





ارین_نه





نیلا_کوفت؟؟





آرین_اونم میشه ولی یه خواب دونفره و یه...





هنوز حرفش کامل تموم نشده بود که برامدگی شلوارش شروع کرد به تکون خوردن و یهوو..

از جاش بلند شد ...





*نیلا*

ارین یهو صاف ایستاد که با دیدن برامدگی بزرگ شلوارش چشمام گرد شد و دهنم باز موند





آرین با دیدن چهره متعجب من بلند خندید_نخوریش بابا...





اخم کردم و نگاهم به سختی از شلوارش گرفتم

که دستش توی جیبش فرو کرد و گوشی از جیبش بیرون کشید که برامدگی خوابید...

خندید_این زیر شلواری با جیباش اخرش حیثیت منو ب باد داد...





نگاهم از دستش که گوشی داشت بالا کشیدم به چشماش دوختم که چشمک زد_من میرم بخوابم..ممنون بخاطر شام خوشمزه بود





با رفتن ارین نیلو از زیر میز بیرون اومد_اء اء پسره پررو دوساعته منو مچل خودش کرده از بس سرخ و سفید شدم اون زیر رنگ به روم نمونده





خندیدم_خوب چشم چرونی کردیا..حتما سایز و قطر و قد و همه رو گرفتی؟؟





نتونست جلوی خندشو بگیره و ریز خندید_اخ گفتی...





تیکه اخر پیتزا از داخل بشقاب برداشت_نفهمیدم چی خوردم اون زیر

همه حواسم پیش ارین بود سیخ کرده کار دست تو نده





_منم بودم حواسم پرت چیز اقامون میشد

لگدی به پام زد_خیلی بیشعور شدیا!





خندیدم_ب تو رفتم

ظرفا رو توی سینک گذاشتم

و لب زدم_دلم میخواد برم بیرون





نیلو_نصف شبی؟؟





دستام بهم کوبیدم_اولا تازه سر شب و نصف شب نیس دوما دوتایی میتونیم بریم بدون ترس از دیده شدن خیلی خوبه که...





نیلو دهن باز کرد مخالفت کنه که...

پریدم سمتش و بوس گنده ای روی لپش نشوندم_جون نیلا..!





چپ‌ چپ نگاهم کرد_باشه قسم نده

..ولی فقط یه ساعت..





چشمکی زدم_چشم..





از زیر میز بیرون اومد_میرم تواتاق حاضر بشم..





بیخیال شستن ظرفا شدم و جلو تر از اون به سمت اتاق دویدم و

مثل همیشه

لباس های شبیه بهم رو برداشتم و به محض ورود نیلو

لباسشو به سمتش گرفتم_بیا عشقم..





خندید_خداکنه همیشه تو کارت گیر باشه..چقد مهربون میشی





چشم غره ای بهش رفتم_بیشعور من همیشه مهربونم





لباس ازم گرفت_برمنکرش لعنت





بعد از پوشیدن لباسا کلاه لبه دار بزرگی همراه با عینک دودی

از کمد برداشتم..تا اگه لازم شد استتار کنیم..





romangram.com | @romangram_com