#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_241


که چشمکی زد_مثل این دختر بچه ها دوست خیالی داری؟؟





متعجب گفتم_ها؟؟





پشت میز نشست_هیچی...

خندید _حالا کی مال منو میخواد بخوره؟؟





پشتم بهش کردم زمرمه کردم_ چه از خداشم هست پسره بی حیا..





آرین_شنیدم چی گفتی





زبونم دراوردم_بلند گفتم بشنوی..بی حیا خان





بشقاب روی میز گذاشتم

و با احتیاط

پیتزای خوشکلمو از فر بیرون کشیدم

آرین_به به چه کردی...





با دقت پیتزا به تیکه های مساوی تقسیم کردم و جلوی دست ارین گذاشتم

.و پیتزای بزرگتر برای خودم و نیلو کنار گذاشته بودم





پشت میز نشستم





آرین نگاهی به پیتزای من انداخت_تنهایی میتونی بخوریش؟؟





بیخیال تیکه داغ پیتزا توی دهنم گذاشتم_آره..





آرین گازی از پیتزاش زد





حواسش کامل پی غذاش بود که سریع

یه تیکه بزرگ زیر میز بردم





و نیلو مثل قحطی زده ها از دستم کشید





آرین با دیدن پیتزای من که دو تیکه بزرگش در یک لحظه کم شده بود

چشماش گرد شد_کجات جاشون کردی؟؟





سریع لپام باد کردم_تو لپمه..





خندید_نترکی..





سرمو به نشونه نه تکون دادم





که نیلو ضربه ای به پام زد

بیشعور به پیتزا ک میرسید مثل تراکتور درو میکرد بشقاب رو...





مکثی کردم

و ارین سرش پایین بود





و سریع تیکه دیگه زیر میز بردم

نصف بشقاب من تموم شده بود

ولی ارین هنوز یه تیکه از پیتزاش خورده بود





با دهن باز نگاهی به بشقابم انداخت_دارم شک میکنم دو دهن داشته باشی!!





زمزمه کردم_دقیقا





متعجب گفت_چی؟؟





خندیدم_هیچی..من پیتزا خیلی دوست دارم

واسه همین تند خوردم همه رو

نیلو





تمام مدت زیر میز بودم





دست آرین که هی زیر میز بین پاش میرفت و خودش رو تکون میداد





نمیفهمیدم چرا اینجوری میکنه

با اومدن دست نیلا زیر میز خوشحال تیکه پیتزا رو ازش گرفتم و دو لپی بلعیدم

که با دیدن برامدگی شلوار آرین چشمام گرد شد

و لقمه رو نصف و نیمه قورت دادم





پسره بی حیا سیخ کرده بود!!



romangram.com | @romangram_com