#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_240


خندیدم_هرکی ندونه خودت خوب میدونی آشپزی من به درد نمیخوره..





نیلو_خب بشین فیلم تموم شد دوتایی میریم آشپزی..





به سمت آشپزخونه رفتم_نه هرچی فکر میکنم میبینم میتونم یه پیتزای خوشمزه درست کنم تنهایی..

وارد آشپزخونه شدم

_خب از کجا شروع کنم؟؟





بشکنی زدم_مرغ..





سریع به سمت یخچال رفتم و هرچی برای درست کردن یه پیتزای خوشمزه لازم بود

روی میز چیدم..





و آستینم بالا زدم و مشغول شدم





نمیدونم چقد گذشته بود که با قرار دادن ظرف داخل فر

نفس آسوده ای کشیدم_آخیش ..اینم از این..





نیلو_به به چه کردی؟؟





نفس عمیقی کشید_چرا بوش نمیاد؟؟





خندیدم_چون تازه گذاشتم تو فر





نیلو روی صندلی نشست_من بی صبرانه منتظرم...





صدای کوبیده شدن در باعث شد هردو ساکت بشیم





آرین_نیلو خونه ای؟؟چرا در قفل کردی؟؟





نیلو سریع زیر میز قایم شد

به سمت در رفتم و در باز کردم





آرین متعجب نگاهی به من انداخت_خوبی؟اتفاقی افتاد؟؟





سری تکون دادم_نه..





وارد خونه شد و اطراف نگاه کرد_پس چرا در قفل کردی؟؟





دنبالش به راه افتادم_خب تنها بودم ترسیدم کسی بیاد..





کیفش روی اپن گذاشت و بو کشید_نگو شام درست نکردی!!





ابروهام بالا بردم_اتفاقا سنگ تموم گذاشتم..





با ذوق به سمت آشپزخونه رفت

با دیدن روی گاز که خالی بود پنچر شد_کو؟؟





به سمت بیرون هلش دادم_لباسات عوض کن بیا من میز میچینم..





خندید_چشم بانو..

به سمت اتاقش رفت





نیلو سریع سرش از زیر میز بیرون آورد_هوی منو یادت نره ها..

من صبر ندارم اول آرین بخوره

واس من بفرست زیر میز





خندیدم_دیونه شدی؟؟





شونه هاش بالا برد_یا سهم منو میدی یا مال آرین میخورم





شیطون خندیدم_ اولا که مال آقاتونه بخور مگه ما حسودیم ...





دوما چشمکی زدم _مال آرین دقیقا کجاش میافته؟؟...



نیشگونی از پام‌گرفت_ببند اون گاله رو منحرف





از زیر دستش فرار کردم و مشغول چیدن میز شدم_خودت گفتی مال ارین میخوری..





یهو با صدای آرین خشکم زد_کی مال منو میخوره؟؟





لب گزیدم و با چشمای گرد شده نگاهش کردم

romangram.com | @romangram_com