#دروغ_دو_نفره_(_نسخه_ی_کامل_)_پارت_190
از اتاق خارج شد
سری تکون دادم و زمزمه کردم_دیونه دوست داشتنی...
روی تخت دراز کشیدم زل زدم به سقف
و توی فکر فرو رفتم
فکر آرین و بوسه شیرینش....
****نیلا**
بیخیال به سمت آشپزخونه رفتم
در یخچال باز کردم و ظرف پر از کتلت خوشمزه بهم چشمک میزد
ظرف از یخچال بیرون کشیدم
و بی صدا پشت میز نشستم
سعی میکردم سر و صدا ایجاد نکنم تا
آرین متوجه نشه
کتلت رو کامل توی دهنم چپوندم و دو لپی
و با ولع میخوردم
همینطور به اطراف نگاه میکردم
که یهو با دیدن دوتا چشم مشکی براق که زل زد بود به من
از ترس لقمه توی گلوم پرید
شروع کردم به سرفه
آرین سریع به سمتم اومد و محکم به پشتم کوبید که نفسم بالا اومد
نفس عمیقی کشیدم
و لب زدم_ حتی قبل دستشویی رفتن هم یه اهمی اوهومی میکنن
متعجب گفت_فکر نمیکردم باز برگردی ..
ماشالله مثل خرس میخوریا
دودقیقه پیش کلی کتلت خوردی
باز دوباره ...
چطور چاق نمیشی تو؟؟
چشم غره ای بهش رفتم و تیکه از کتلت توی دهنم گذاشتم_من خدا دادی خوش هیکل هستم هرچیم بخورم اندامم بهم نمیریزه
نیش خندی زد _صحیح...
سنگینی نگاهش باعث شد چشم از کتلت های خوش مزه بگیرم
با دیدن چشماش که زل زده بود به لبام
آب دهنم قورت دادم
نکنه باز قصد داره منو ببوسه؟؟!
که....
چشمام تا اخرین حد ممکن گرد شده بود
که نگاهشو بالا کشید با دیدن چشمای که مثل چشم وزغ بیرون زده بود زد زیر خنده
_این چه قیافه ایه؟؟
چشمام بستم و نفسم کلافه بیرون دادم
که ادامه داد_دو دقیقه پیش وضعت جور دیگه ای بودا..
کم کم دارم شک میکنم دچار دو شخصیتی هستی..
اخمکردم_عین جن زل میزنی ب آدم خب ترسیدم...
نگاهش ازمگرفت و به سمت سالن رفت_باشه میرم بیرون به خوردنت برسی...
خوشحال ازینکه از شرش راحت شده بودم
تند تند تمام کتلت های باقی مونده رو خوردم
ظرفشو شستم و سر جاش گذاشتم
به سمت اتاق برمیگشتم که با دیدن آرین که محو کاغذی شده بود
حس فضولیم تحریک شد...
پاورچین پاورچین قدم برداشتم و پشت سرش قرار گرفتم
یک پرونده سبز جلوش روی میز باز بود و توش پر از عکس ک مشخصات دختران مختلف
چشمام ریز کردم تا بتونم از اون فاصله نوشته های روی کاغذ رو بخونم
مشخصات کامل دختری روی برگه نوشته شده بود
romangram.com | @romangram_com