#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_192
بقیه تماشاچی بودن و داور....
یه گله داور، دسته به دسته، با نظم و ترتیب، یک جا نشسته...
کسایی که قرار شد والیبال بازی کنن :
من /نیلوفر /امیر/نگین
که قرار شد منو نیلوفر یه گروه شیم....
اون دوتام یه گروه.....
چه معنی داره دختر پسریش کنیم؟؟؟
خدایی چه معنی داره....
قرار شد سنگ کاغد قیچی کنیم تا ببینیم کی اول توپو بزنه.....
از گروه ما نیلوفر و اونام نگین...
بعد از پنج تا گلی که نیلو گرفت توپ رو قرار شد ما بزنیم.....
و بازی شروع شد
بی تو دوباره میشکنم, [04.09.16 02:08]
پارت 0⃣2⃣1⃣:
آرتیمان :
انقد بدم میاد اینطوری شه بازی...
هی یه امتیاز ما میگیریم....
یکی اونا....
دوتا اونا میگیرن....
سه تا ما...
و در آخر میبازیم.....
اعصاب آدمو خورد میکننا...
دو سه باختیم....
البته تقصیر یک نفر نبود....
سر یه توپ منو نیلو خوردیم بهم اونم پاش پیچ خورد، بازی سخت شد برامون...
عخی، بدبخت شدیم....
این امیر رو که میدونم خبیثه.....
نگینم با نگاهاش خباثت پرت میکنه......
و اینم یعنی بدبخت شدیم....
امیر:
خب خب خب، یوهاهاها، منو نگین خانوم تصمیم گرفتیم که شما امشب تا صبح برین چیتگر...... دوتایی تا صبح..... تو پارک....
ترسناکه نه؟؟؟؟؟
وا اصلا ترسناک نبود که.... به نیلوفر نگاه کردم که دیدم، اِ چه گچ دیوار سفیدی..... بدبخت سکته کرد...
پس بگو این خبیثا چرا اینو گفتن....
عخی واسه من خوب شد.....
بریم که آماده شیم واسه ی شب عالی....
البته قبلش کلی کار داریم.....
لازم به ذکره هنو ظهرم نشده.....
بعد من دارم واسه شب برنامه میریزم.....
عخی......
چون با دخترا قرار بود تا شب باشیم، ناهار دوباره افتاد با آقایون.....
فک نکنین قراره فسنجون بدیما.....
نه بابا..... جوج میزنیم......
romangram.com | @romangraam