#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_191


-سابرینا 19 تهران

(اسمو نگاه)

_خوشبختم... اوه راستی یادم رفت، حالتون چطوره لیدی زیبا؟

(اوعق)

-چون با تو چت میکنم خوبم

(چه لوس)

_اوم، باعث افتخارمه... راستی چقدر شما زیبایید!

-وای ممنون،زیبا پسندم هستم... بیشتر آشنا شیم؟

_آشناییت بیشتر؟ برای؟

-وا خب دوستی شایدم ازدواج....

(به فنا رفتم)

میگم ها یه چیز بگم؟

-جانم عشقم بگو

_دست دکترت درد نکنه، عملای خوبی داشته، زیبایی ساختگیتم که البته بیشتر شکل گودزیلا شدی بخوره فرق سر دوست پسرت....





داشت تایپ میکرد که بلاکش کردم... نچ نچ نچ نچ...

دخترا این دوره به پسرا چشم دارن...

اَو، جیزه....

زشته، قباحت داره والا....





داشتم همین فکر ها رو میکردم که یه چیزی محکم خورد فرق سرم....





آرتیمان :

اوخ، بلا به دور....

چی بود؟؟؟؟

بله صحیح گرز رستم بود که منظور همون دست سنگین رامیاره....

ماشاءالله دست که نیست، سنگه...

سرمو بلند کردم...

اول یکی محکم زدم پس کلش...

دوم گفتم :چه مرگته؟

که امیر جاش جواب داد:

میخوایم بازی کنیم.... حواست نبود...

اونم که رامی آورد سرجاش...

ای بازی بخوره فرق سر من...

من نخوام بازی کنم و سالم بمونم کیو باید ببینم؟

با اخم گفتم :

چه بازی؟؟؟

همه عینهو گروه سرود جواب دادن:

جرات حقیقت....

بابا ایول هماهنگی...

گفتم :

بابا دیگه خز شد... همش جرات حقیقت بازی میکنین....

بیاین والیبال شرطی....

والیبالم فقط چهار نفر پاشدیم برای بازی....

romangram.com | @romangraam