#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_190


آروم یه قطره اشک لجوجانه از گوشه چشمش پایین اومد....





همزمان با قطره اشک روی زمین دوزانو نشست... به آبتین خیره بود... آبتینم همینطور.... خوب میشناختش.....





نیلوفر دستاشو از هم باز کرد و آبتینم که منتظر همین لحظه بود رفت توی بغلش..... وگفت :ماما....





کلمه ای که خیلی وقت بود نگفته بود.... از زمانی که نیلو رفت.... از زمانی که خونه رو عوض کردیم....

نیلوفر با شنیدن این حرف اشکاش شدت گرفتن....





دیدم صدای هیچ کس نمیاد، به سمتشون نگاهی کردم که دیدم همشون زل زدن به نیلوفر و آبتین و دخترام اشک تو چشمشون جمع شده......

عخی چه لحظه احساسی بود.....

منم که احساسات برام مهمه میخوام نیلوفر بیاد پیش آبتین....

الکی مثلا فقط فکر اونم....

اونم کی، منی که به غرور و خودخواهی معروفم....





درسته تو این راه خودمم سفیدی شناسنامم هم از دست میدم اما می ارزه.....





اونم چه ارزشی





آرتیمان :

بعد از لحظه های احساسی که دیگه داشت حالم به هم میخورد (بی احساس) عین آدم تغییر جو دادن....

آبتین بغل نیلوفر بود... از بغلش جم نمیخورد... نیلوفرم عین چی داشت میوه هل میداد تو حلقش.... آقا منم میخواممممممم...

سالومه که دید آبتین از پیش نیلوفر جم نمیخوره بی خیال همه چی داشت واسه خودش تفریح میکرد...





کلا همه داشتن کارای متفاوت انجام میدادن منم دیدم بیکارم،نتمو روشن کردم و بعد از آپدیت تل شروع کردم پی امامو خوندن.... یه چند تا دختر اومده بودن پی وی که بسی بسیار خوشحالم کردن....





خو چیه حوصلم سر رفته بود، اینا رم راحت میشه اسکل کرد...... یوهاهاها... ماشاءالله....

هزار ماشاءالله....

فتبارک الدکتر.....

بابا ایول به دکی، چه دماغی ساخته....

ماشاءالله سرتاپا عمل....

به قول نیلو میمون باد کرده....

این دختر یه بار حرف راست تو زندگیش زد اونم این بود.....





متن چت:

-سلام

_سلام، اصل

romangram.com | @romangraam