#بی_تو_دوباره_میشکنم
#بی_تو_دوباره_میشکنم_پارت_123
آقا اینو که گفتم زد زیر عر زدن
اوفففف.... مگه چشه این جمله؟؟؟؟؟
تازه بجز اینا عمارتم روی سر ماها داشت خراب میکرد....
هی هی هی.....
سری از تاسف تکون داد و از همونجایی که اومده بود رفت......
بدبخت شدممممممممم
الان من باید ناراحت و عصبانی بودما.....
خیر سرم سیلی نوش جان کرده بودم....
من از بابامم سیلی نخورده بودم.....
یعنی اصن از هیچکس سیلی........
حواسم به به مورد نبود....
خب خب خب در کارنامه درخشانم یه سیلی دیگه هم اضافه شد.....
بیخیال اینا.....
منتظر امیر شدم که بیاد و البته ارباب گوربه گوری که هنوز نیومده بود....
خب حالا که بیکاریم بزار اربابو تصور کنم.....
آها فهمیدم.....
یه مرد قلقلی با کلی ابروی گره خورده.....
romangram.com | @romangraam