#آوا
#آوا_پارت_160

: اگه به من همچین نمره ای بده خودم و می کشم .


نگاه کردم یک دفعه : دمش گرم


مهتاب : نمی خواهم من همه رو از روی تو نوشتم چرا تو نوزده شدی من چهارده


: ببخشید کارهای کلاس ، کنفراس دادم


مهتاب : ببین مرتضوی نداده


: بزار ببینم ، چرا اونم داده بیست شدم


مهتاب : من چی ؟


: هیجده


مهتاب : نگاه کن ببین به خربزه چند داده


نگاه کردم : دوازده


مهتاب : آبادانی چی ؟


: اونم هیجده شده


مهتاب : دلم خنک شد این خربزه کم شد تا اون باشه خود شیرینی کنه


مهتاب : بقیه چی ؟


: بقیه رو قبلاً دیدم .


مهتاب : ببین عبدی فقط به تو نوزده داده ها به بقیه از پانزده بالاتر نداده


: من آوام دیگه


مهتاب : بمیری آوا که از شیرینی شکرک زدی


: گمشو زحمت میکشم


مهتاب : منم می کشم


: آره می دونم آوا جون تو برای خودت پیدا کردی برای منم پیدا کن حداقل یک مطالعه بکن بعد برگه رو بهش بده ، تا اگه ازت سوال کرد نمونی


ساعت ده بود که کوروش و مازیار رفتند . خونه رو خوب تمیز کردم و رفتم پایین : خوبی مامانم


romangram.com | @romangraam