#زحل_پارت_80
_ مهری خانم ،زحل نباید زیاد وایسه...
مهری _ آ!بله بله بهناز جان من فراموش کردم ،بفرمایید ... ببخشید عزیزم..
_ خوش حال شدم دیدمتون.
مهری لبخند مهربون زدو گفت:
_ میام می بینمت.
از دکتر خداحافظی کردیم و با بهناز بیرون رفتیم ،طلعت اومد سمتمون، داشت با گوشیش حرف می زد، نگاه معنا داری به طلعت کردم ، گفت:
_ باشه باشه،پس عصر زنگ می زنم ...خوبه خوبه ..باشه بزرگیتو می رسونم خداحافظ.
_ بزرگیتوووو می رسونم؟
طلعت _ وا!
_ وا نه بسته ،خدا صالحو خیر بده ؟
طلعت شاکی تر گفت :وااا!
romangram.com | @romangram_com