#وقتی_پدرم_عاشق_شد_پارت_173

-چرا نخواستی کار درمانت رو شروع کنند؟
باز برگشته بود سر خانه اول.
-میخواستم با مامانم بیام.
ماشین را روبروی رستورانی پارک کرد و به سمتم چرخید:
-باید به بودن من عادت کنی خانم!
این یعنی قرار است همه با من بیاید؟ ناخودآگاه حرف نباید ازدهانم پرید:
-اما این فرق داره. با شما باشم مثل امروز نمیذارید خودم خرج کنم
-پس مشکلت اینه، دوست نداری من برات پول خرج کنم!
کاش میشد حرف زده شده را پس گرفت:
-حرف این نیست..خب اگه..اگه خانواده اتون بفهمن چی فکر میکنند.
حرف زدن برایش مشکل بود. باند داخل دهانش را فشرد و اخمهایش در هم رفت. کم کم و آرام آرام حرف میزد
-اول اینکه من یک آدم عاقل و بالغم هما خانم. ....هیچ وقت برای پولهام حساب پس ندادم.... اختیار دارم مالم رو آتیش بزنم. دوم اینکه چه کسی قراره به خانواده من حرفی بزنه.... و سوم اینکه خانواده ام از اینکه برای نامزدم پول خرج کنم ناراحت نمیشن.
حرف حساب جواب نداشت ولی با این حال دلم راضی نبود.
-می دونی بالاترین آرزو برای یک مرد چیه؟
نگاهش کردم:
اینه که....اونقدر پول داشته...باشه..که هر چی خانمش میخواد ...براش بخره...وقتی به من اعتماد ..نداشته باشی و فکر کنی ...همه چیز کف دست خانواده امه...بجز این تفکرات ..انتظار دیگه ای ازت نمیره.
با همه بی تجربگی و خامیم میفهمیدم که غرورش را جریحه دار کرده ام. اخمهایش در هم بود. همینقدر که به فکرم بود کافی نبود؟ درگیر کردنش با این مشکل خودخواهی نبود؟ اگر راحت بپذیرم نمیگوید عجب دختر فرصت طلبی هستم؟ یادم آمد یکبار سایه گفته بود مادرت نتوانسته غرور مردانه پدرت را راضی نگه دارد. می گفت ما زنها با تشکر نکردن ها و وظیفه دانستنها و گاهی غر غر کردنهایمان ، مردها را دور و زده میکنیم. وقتی برایمان خرج میکنند، به جای تشکر ، ایراد میگیریم و همراهشان نمیشویم . همین باعث میشود که آنها به سمت زنهایی بروند که بتوانند برایشان خرج کنند. آنها نیاز به تملق شنیدن دارند تا غرورشان ارضا شود.

romangram.com | @romangram_com