#تنهایی_رها_پارت_196
لبخندی زدو سرشو کج کرد وخم شد در جلو رو باز کرد
-بابا سوار شو چه مزاحمتی سرده هوا
نگاهی ب اونطرف خیابان کردم اثری ازاون ماشین نبود شاید اشتباه کردم ...
به ناچارسوارشدم
-ببخشید
دستیو کشیدو حرکت کرد
-خواهش می کنم بانووو
این پروژه باعث شد کمی ازحصاری ک دور خودم کشیده بودم باز کنم راحت تر با محمد صحبت می کردم برف پاکنو زد قطرات باران که ب شیشه ی جلو میخوردو تمیز کنه صدای جیر جیر شیشه بلند شد افکارم با این صدا ب سمت اون ماشین وامین رفت
-خوابگاه شماره چندی ؟
به خودم آمدم
-ها...آها ببخشید باعث زحمت شدم شماره ۱۲
قه قه ای کرد
-چقد تشکرمی کنی کاری نکردم که وظیفس
بخاریو زد وگرماشو روی من تنظیم کرد ..کمی جابجا شدم فضای ماشین برام سنگین بود لبمو ازداخل خوردم سکوت بود وبوی عطر گرم و قطرات باران که ب شیشه می کوبید ..
romangram.com | @romangram_com