#تنهایی_رها_پارت_197

آه امین چرا سرنوشت ما اینطور شد ینی توبودی ؟

اگه حرفی داری چرا جلو نمیای ؟

بازدل سرکشم پرکشید سمت دکتری که طبیبم بود ونبود ..طبیبی که حالمو بدتر کرده بود ..

-بچی فکرمی کنی

باصدای آرامو بم محمد سرمو ب طرفش چرخوندم

-ها بله؟

لبخندی بالبای بسته زد نگاه گذرایی به من وبه مسیر پیش رو چشم دوخت

-هیچی انگارتوفکری

-لبخند زورکیی زدم

-هیچی ...مهم نیست

نزدیک خوابگاه شدیم

-میگم بریم جایی شام بخوریم ؟

هول شدم ودستامو تکان دادم

-نه نه ببخشید باید سرساعت خوابگاه باشم ممنون ازلطفتون





لب پاینشو ب دهان برد وسرشوبه سمت بالا وپایین تکان داد

romangram.com | @romangram_com