#سکوت_یک_تردید_پارت_171
_کادو واسه بهراد...
_چرا!!؟؟
_واااا خب امروز تولدشه دیگه....
یهو عین فنر از جام پریدم و با جیغ گفتم:چییییییییییی!!!؟؟؟
_اووووی یواش بابا کر شدم....
به خودم اومدم و با صدای آروم تری گفتم:واقعا!!!
_اوووهووومممم...نمی دونستی!!!؟؟
_هااا؟!!!نههههههه....چیزه نیاز من باید برم توام برو فعلا....
بهراد واسه تولد من پارسال سنگ تموم گذاشت...اونوقت من حتی نمی دونم که امروز تولدشه....باید یه کاری کنم..وحداقل یه کادویی چیزی واسش باید بگیرم...اینجوری که نمیشه...امروز جمعه...نه دانشگاه داریم نه چیزی...باید به دریا زنگ بزنم بگم بریم خرید...اونم که عاشق خرید کردن...اما مخمو می خوره واسه چی می خوای واسش کادو بخری!!!!ولش کن یه چیزی حالا بهش میگم....
دوباره گوشیم رو برداشتم و شماره دریا رو گرفتم...بعد از چند لحظه صدای شاد و شنگولش تو گوشی پیچید...
دریا:به به...چطوری خل و چل جوون!!؟
_کوووفت...سلام بلد نیستی!!!؟؟
یهو جیغغغغ کشید:واااااای...سلامممممممم خل و چل دیوونه روانیییی من....
_علیک خنگول جااان...میای بریم خرید!!!؟
_آررررررره....خرید چی!!؟
_می خوام واسه یکی کادو بگیرم...
_اووووهووووو...تو می خوای واسه یکی کادو بگیری!!!!حالا واسه کی!!!!؟
_تو بیا واست تعریف می کنم...کی بیام دنبالت...
_حاضر شدی هروقت بیا...من حاضرم تازه بیرون بودم...
romangram.com | @romangram_com