#شروعی_دیگر_پارت_190
شمال!
جشن!
یه سوال، میشه بی توجه به حضور بقیه از گردن بابا آویزون بشم و دوتا ماچ آبدار روی گونههاش بکارم؟
❊❊❊
*ارسلان*
نگاه دوختم به پنجرهی اتاقش.
موبایلم رو برداشتم و شمارهاش رو گرفتم.
_بله؟
_سلام خانوم خانوما.
_سلام.
_همین؟ سلام
_پس چی؟ میخوای قربون صدقهاتم برم؟
_بدم نمییاد
_ارسـلـان!
_دختر آروم تر، کرم کردی، چی شده خانوم هاپو تشریف دارند؟
_دلم گرفته، حوصلم سر رفته، مامان بابا که نیستن، سارگلم که همیشهی خدا خونهاس امروز رفته بیرون.
romangram.com | @romangram_com