#رخصت_پارت_156


تلفن سارینا زنگ خورد و پاشد رفت

سوری خانم هم گفت میرم دستامو بشورم

حالا حاجی و بانو اونور داشتن تعریف میکردن و من و کاپیتان دور و برمونو نگاه میکردیم

_ماهورخانم …

دمق گفتم هوم؟

ای گندم بزنن یه وقتا یه چیزایی میگم که نباس بگما

نگاش کردمو گفتم بله

سرشو خاروند وگفت یه سوالی ذهنمو مشغول کرده میشه بپرسم

فقط تو این زمان فضولی کردن های تو رو کم داشتیم

_بپرسین

_اوممم …خوب …میخام بپرسم چرا بهم میگین کاپیتان جا خوردم ….توقع نداشتم بپرسه

اصلا نمیدونستم کی جلوی خودش گفته بودم که فهمیده بود…

این دف من به من و من افتادم

_خوب …..اِمممم

چیزه …همینطوری

روم نمیشد بگم به خاطر اون اخمای امیر چخماخی سری اولت بود

_همینطوری که نمیشه یه دلیلی داره دیگه تو روخدا بگو به شدت کنجکاوم

این بشر شیش و هشتش ویندوز پرونده وا

یه دف میگه بگین و بفرمایین یه دف میگه بگو بفرما

خودت خواستیا بعدا قیافه نگیری ها

_سری اول که دیدمتون اخماتون شدید توهم بود …یه طورایی انگا که فک کنی از دماغ فیل افتادی ….

شبیه یه بنده خدایی شده بودی منم از اونوقت میگم کاپیتان

_کدوم بنده خدا …به خدا ناراحت نمیشم

سرمو انداختم پایین و درحالی که جلو خودموگرفته بودم که نخندم گفتم

_جک گنجیشکه کاپیتان دزدان دریایی کاراعیب

با یه حالت دلخوری گفت خیلی بدجنسی ..

نگامو اوردم بالا و گفتم به من چه یکم اون پیچ و تاپ اخماتومیکردی که اسم سرت نزارم

نگاشو چرخوند اونور زیرلب گفتم بیجنبه

همونطور کع نگاش اونور بود گفت شنیدم چی گفتیا


romangram.com | @romangram_com