#پونه_(جلد_دوم)_پارت_397





اومد و چسبيد بهم و گفت:

_ خيلى دلم مى خواد ببينمش.

سعي کردم خودمو از دستش آزاد کنم:

_ واسه ناهار مياد ميبينيش.

پرسيد:

_ چه شكليه؟خوشگله؟خوش تيپه؟

بى حوصله از اين سوالاش كه داشت حواسمو پرت مى كرد گفتم:

_ گفتم مياد ميبينيش.


romangram.com | @romangram_com