#پیغام_عشق_پارت_211
پریا : پس بیا
- باشه
گوشی رو قطع کردم رژ زدم، از روی صندلی بلند شدم، شال رو، روی سرم انداختم، از اتاق بیرون رفتم.
بابا : کجا با این عجله؟
- پریا پشت در منتظره
بابا : خوب میگفتی بیاد داخل
- خودتون که پریا رو می شناسید
با خنده سر تکون داد.
بابا : مراقب خودتون باشید
- چشم
کفش پام کردم
- مامان جون بابا جون بای بای
مامان : خداهمرات
بابا : خداحافظ
از خونه بیرون رفتم..
از خونه بیرون رفتم.. ماشین پویا رو دیدم، سمتش رفتم، در ماشین رو باز کرد و سوار ماشین شدم
- سلام
پریا : چه عجب!!
پویا : علیک سلام
بردیا : خوبی خانمی؟
- تشکر شما ها خوبید؟
سه تایی سر تکون دادن. پویا راه افتاد.
پریا : تو که گفتی آماده ی پس چرا دو ساعت لفتش دادی؟
- همش پنچ دقیقه طول کشید.
بردیا : کلا خانما اماده هم که باشن بازم لفتش میدن
- مرسی طرفداری
خندید، بهش اخم کردم.
بردیا : دخترا خوشگل اخم که می کنن خوشگل تر میشن
- دیوونه
romangram.com | @romangram_com