#پناه_اجباری_پارت_112


صدرا _ راحت شدی ؟ با نابود کردن خودتو یکی دیگه راحت شدی ؟

نگاش کردم ... من فقط میخواستم خودمو بکشم ... همین .

صدرا _ با اجازه کی اینکارو کردی ها ؟

_ خودم .

صدرا _ خودت غلط کردی .

چشمام داشت گرم میشد

_ زندگی خودم به خودم ربط داره .

صدرا _ زندگی تو نبود ...

صداشو از دور میشنیدم ... هرچی تلاش کردم نتونستم واضح بشنوم ... چشمام اومده بود روی هم ... بازم چیزی نفهمیدم .

صدرا _بیرونم چیکار داری ؟

چشمامو باز کردم ... صداش واقعا عصبی بود ...

صدرا _ میگم بیرونم .

_ ...

صدرا _ نمیتونم .

_ ...

romangram.com | @romangram_com