#امیدی_به_بهار_نیست_پارت_146
-كي بود؟
-يكي از همكلاسيهاي قديمي تازه تلفن همراه خريده مي خواست خودي نشان دهد.
فرانك با شك نشست وي صندلي و اميد حواسش به كلي پرت شده بود
-نشنيدي اميد؟
-چي را نشنيدم؟
-دوبار صدايت زدم
-شايد صداي ضبط بلند است و دستش روي دكمه خاموش ضبط لغزيد
فرانك با حرص گفت:ضبط صوت روشن نيست
-معذرت مي خواهم حواسم نبود.
-خودم فهميدم نمي گويي كجاست؟
-خيابان را مي گويي؟
-حواست را مي گويم كجا پرتش كردي؟
romangram.com | @romangram_com