#نیش_پارت_78
پیروز کاپشنش را پوشید و از رستوران بیرون زد، کیوان را جلوی کوپه ی سرخش دید.
تا به او برسد کلی فحش نثارش کرد و تا کیوان متوجه اش شد با ان صورت برزخی و عبوس، صلح جویانه گفت: دادا من نوکرتم ... به جان تو نباشه به مرگ بهترین رفیقم، من شکرخوری کردم کوتاه بیا!
پیروز بیحوصله غرید: چند بار؟ ها ... خودت بگو چند بار، نشد من با یکی بپرم تو پا پیِش نشی مرتیکه خجالت نمی کشی ... اون خانم که دست بر قضا الانم اینجاست نامزمه، تو خیلی گه خوردی که رفتی دیدنش ...
- بابا من چه بدونم تو نامزد کردی اونم با کسی که یه ماه پیش محلت نداده بود دست به دامن من شدی واسه تور کردنش ... تو خودت باشی یه درصدم این احتمالو میدی ... بعشدم جا اینکه من دست پیش بگیرم تو واسه ما قیافه گرفتی؟
پیروز با تمسخر گفت: اخه کره بز به تو میشه حرف زد؟
- تو تا حالا کی دیدی من دنبال ناموس کسی بیفتم ... هر کی ام بوده خودش پا داده من دنبالش نرفتم!
پیروز بی اختیار پرسید: پس چکار کردی که خانمم برگشته بهت گفته نامزد دارم ... کرم ریختی دیگه؟!
کیوان با خنده گفت: بیا ... جون کیوون بیا ماچت کنم ... ای جان “خانومم “ اَ کی تا حالا؟!
پیروز خنده اش گرفت و گفت: یه صیغه ی محرمیت دیگه دادار دودور داره ...
کیوان سریع گفت: پس كثافت كاري بی موقع اونشبت چی بود؟
پیروز کنارش به ماشینش تکیه زدو بعد از مکث کوتاهی گفت: می خواستم از عالم مجردی خدافظی کنم ... حالا چیه باید منت بذاری؟
romangram.com | @romangram_com