#نهال_پارت_229
_چرا داره!
_پس چرا با ما میاد؟
_میخواد بیاد که مواظب تو باشه!
_من دیگه بزرگ شدم خودم میتونم مواظب خودم باشم!
_بله شما بزرگی شما خانومی ولی اگه نهال باشه خیال من راحت تره!
هستی کمی فکر کرد بعد با اخم گفت: چرا مامان نمیاد که مواظبم باشه؟
_نهال بیشتر مواظبته!
_مامان خودم بهتره!
_میدونم عزیزم ولی....
هستی آبنباتش را روی میز گذاشت و گفت: تو اونو بیشتر از مامان دوست داری؟برای همین میخوای بیاریش پیش ما!
بعد رویش را با حالت قهر به سمت دیگری چرخاند!
_عزیزم ببین نهال مهربونه! دیگه وقتی از مهد میای مجبور نیستی تنها بمونی تا من برگردم تازه برات غذاهای خوشمزه درست میکنه تازه شبا هم برات قصه میگه اون بیشتر از من قصه بلده ها!
هستی بدون این که به والا نگاه کند گفت: نمیخوام تو قول دادی!چرا میخوای اونو بیاری خونه ما؟
_بذار بیاد اگه دوستش نداشتی میره! خوبه؟
_نمیخوام!
romangram.com | @romangram_com