#نقاش_مزاحم_(جلد_دوم)_پارت_60


خانم آلفردو با خنده گفت:

-نه نمیاین داخل ؟

اهان پس منتظر من بودن! با اجازه ای گفتم و وارد خونه شدم؛ که سهیل دستمو گرفت و گفت:

-بیا بریم اتاقتو نشونت بدم

باهاش همراه شدم و منو برد نزدیک پنج تا اتاق که هر کدوم رو در هاشون یه حروفی نوشته شده بود اونم با استیل!

حرف E و V و S رو رد کردیم که رسیدیم به دری که روش حرف M نوشته شده بود.

همونجا وایستاد و با کلیدی در اتاق رو باز کرد و گفت:

-امیدوارم از اینجا بودن لذت ببری.

لبخندی زدم و ازش تشکر کردم که کلید رو داد بهم و از کنارم رد شد و رفت!

به دری که حرف E داشت نگاه کردم رنگ صورتی و بنفش قاطی بود بیشتر دخترونه میزد تا پسرونه! دری که حرف V داشت کاملا مشکی بود ولی دری که S داشت کاملا سفید و براق بود انگار خیلی وسواسی بوده طرف!

در اتاق من هم سبز رنگ بود!

چه جالب! از در رفتم داخل اتاق خیلی بزرگی بود و برای من توی این مدت خیلی عالی به نظر می‌اومد.

دکوراسیون باحالی داشت، اتاق مربعی شکل که یه طرفش تخت و عسلی و تلفن بود و یه طرف اتاق آینه قدی و وسایلای مردونه و طرف بعدی اتاق دستشویی و حمام و اون طرف دیگه هم در ورود و خروج بنده! خیلی جالب بود فقط وسط اتاق یه فرش خیلی کوچیک پهن کرده بودن، یکم اونور تر از آینه قدی کمد واسه لباسام بود و کنارش یه میز کامپیوتر با ل**ب‌تاب و گوشی و سویچ ماشین! ایول بابا اگه اینجا انقدر تحویلم می‌گیرین پس چرا نمونم اینجا؟! حتی بهتر از خونه خودمونه.

romangram.com | @romangram_com