#مزاحم_دوست_داشتنی_پارت_127

اي اي اي اي دهنت سرويس، ريدي آرمان ريدي...

همينطور كه داشتم واسه خودم فكر ميكردم و توي ذهنم با خودم حرف ميزدم دستم خط خورد و...

ريشام اي خدااااا حالا چيكاركنم داغون شد...

انقدر مردايی كه ريششونو ميزنن مسخره كردم كه حالا خودم مجبورم از ته بتراشمشون...

شانس از اين گند تر؟

خمير ريش تراشمو برداشتم و زدم روي صورتم و با ژيلت افتادم به جون ريش هاي قشنگم...

همشونو از ته زدم چه حس بدي....

حالا همچين ميگم همشون انگار چقدر بودن، كلا يه ميلی متر!!!....

ولی خب همون كلی به جذابيت چهرم اضافه ميكرد و همه ميگفتن خيلی بهم مياد.

بعد از راه انداختن كار ريشام رفتم حموم و بعده نيم ساعت برگشتم بيرون و رفتم سراغ موهام.

درست كردنشونو ديگه ياد گرفته بودم، خيلی سريع درستش كردم و لباسايی كه گرفته بودمو پوشيدم.

مثل هميشه جذاب و دوست داشتنی و خوشتيپ...!!!



نشستم لب تخت و لب تابو روشن كردم تا هم ايميلامو چك كنم هم بلاخره از صبح كه بيدار شدم دو دقيقه بشينم و خستگی بگيرم، به محض اينكه باسن مبارك رسيد روي تخت صداي گوشی بلند شد.

پيام از طرف آرام

آرام: راه بيوفت تا نيم ساعت ديگه آماده ايم.

جواب دادم

من: چه طرزه حرف زدنه مگه داري به نوكر بابات دستور ميدي؟ آرام: نه دارم به نوكر خودم دستور ميدم...

من: گ... نخور، خواهش كن تا بيام.


romangram.com | @romangram_com