#می_گل(جلد_دوم)_پارت_282
فقط یه شعر...همین..مامان رفته مسافرت.!!!-میاد؟؟؟-دعا کن سالم باشه....ایشالله میاد!!!آره پسرم دعا کن
چون....امروزم باز زنگ زدم به مامانت...باز هم جواب ندادامروزم می گل جواب نداد..زنگ زدم به آراد..میگه
موبایلش و یه مدت خاموش کرده.....تلفن خونه هم قطعهگفت معلوم نیست کی وصل بشه!!باید شب زنگ بزنم به
موبایل اراد تا باهاش حرف بزنم!! خدایا انگار من یه چیزیم میشه!!!فکر کنم باید کم کم مثل شهریار دل خوش کنم
به عکسهاشنه!!!نه!!!خدایا خودت میدونی این خیانت نیست....فقط!فقط!به عنوان برادرش...مسخره
است؟؟باشه...باشهپدر بچه اش...نامزد سابقشبه خدا هیچ منظور دیگه ای ندارم!! خدایا دارم نگران میشم....الان 0
هفته است خبری از می گل ندارم...روزها به آراد زنگ مزنم میگه خوبه..شب آرادم در دسترس نیست...به خدا دیگه
به هیچ عنوانی...فقط به عنوان اینکه یه روزی حامیش بودم...فقط بدونم حالش خوبه یا نه!!!! می گل باز اشکهاش رو
پاک کرد...نمیدونست به خاطر چی گریه میکنه؟؟؟محبت و عشق شهروز..یا یاد اوری کتکهایی که میخورد به خاطر
تماسهای شهروز؟؟یادش میومد چقدر کتک میخورد از آراد که چرا شهروز زنگ میزنه حالت رو میپرسه درد تمام
وجودش رو فرا میگرفت!! صفحه ی بعد رو ورق زد زنیکه اشغالمی گم شما مادر شوهرشی..میخوام ببینم دختری که
بهتون دادیم حالش خوبه یا نه؟؟میگه دختر دست خورده حال پرسیدن نداره!!عوضی دست خورده تویی نه اون
دختر پاک و معصومی که من دو دستی تقدیم پسر تو کردم!!!خدایا من که میدونم همه رو به سزای عملشون 4 9
میرسونی!!!اما خودت میدونی می گل دست خورده نبود..می گل پاک بود...اگر رابطه ای با من داشت در اوج شرع
بود...شاید عرف نبود...اما شرع بود.....خدایا ازت گله میکنم اگر به این خاطر جزاش بدی...!!! مِی گل زرین بهار
عشق ترانه پوش من سودای بی پایان تویی ای تلخ ترینشیرین من اگه یه روز تو چشم تومن بی نقاب نگاه کنم از تو
عذابدلنشین به تو گلایه می کنم میگم که دلتنگ تو ام تا توبه ها تو بشکنی تا ناله های تیشه ی فرهاد رو کوهو
romangram.com | @romangram_com