#می_گل(جلد_دوم)_پارت_281

انجام بده...اینقدرم نگو تعطیلاته تعطیلاته!!!کار آزاد که تعیلات نمیشناسه!!!...خفه شو..اینقدر حرف نزن..رفت
استودیو... با صدای محکم بسته شدن کشو به خودش اومد..لبسهاش رو عوض کرده بود دفترچه شهروز رو از تو
کشو در اورده بود و کشو رو محکم بسته بود!!!چند دقیقه ای خیره به دفترچه نگاه کرد!!بعد با حرص بازش کرد!!!
امروز با شهریار رفتیم خرید!!هه.......زهی خیال باطل اگر فکر کردید میخوام خاطره خوب بنویسم.چون نمیدونید و
قتی پسرتون با ذوق برای عکسهای مامانش قاب عکس میخره در حالی که شما میدونید مامانش 0شب هم خواب
کس دیگه ای ادم چه حالی میشه!!!!بخر پسرم..بخر به امید اینکه این عکسهای بی جون برات مادر بشه!!!می گل چند
تا نفس عمیق کشید تا بتونه ادامه بده! امروز زنگ زدم به می گل..موبایلش خاموش بود...خونشونم جواب ندادباید
فردا دوباره بهش زنگ بزنم!! کوچولو برو دیگه وقت خوابهدیگه باید بری تو رختخوابتاگه دلت واسه مامانیت تنگ
شدنگاش کن عکسش اینجا توی قابهعزیزم بسه دیگه گریه نکنازم نپرس که چرا مامانی نیست؟از تو نه...از من یه
کم خسته شده...بو و...نمیتونست بمونه با ما نی نی!!!لا لا لا لا لا لا لا لا لا لایی!!لا لا لا لا لا لا لا لا لایی!!لا لا لا لا لا لا لا لا
لایی!!مامان رفته شده تنها بابایی!!لا لا لا لا لا لا لا لا لا لایی!!لا لا لا لا لا لا لا لا لایی!!لا لا لا لا لا لا لا لا لایی!!مامان رفته
شده تنها بابایی!!مامان الان خوشحالخوشحالیش خوشحالم میکنه!مهم نیست که غم دوریش داره چیکارم میکنه!!وقتی
خوبه اون,منم خوبم!!مامان الان پیدا کرده رو من یه حس دیگهو الانم رفته سراغ یکی دیگه!!و از این به بعدبابا تنهایی
واسه ی تو قصه میگه!!!کوچولو بخوابمنکه خب بدون اون خوابم نمیرهکوچولو بخوابنمیخوام که جلو تو گریم
بگیره!!!لا لا لا لا لا لا لا یی...!!دلم به این لالایی خوش بود....روزی چند بار برای خودم؟؟؟روزی چند بار برای شهریار
میزدم؟؟ نمیدونم!!!اما میدونم باهاش زندگی میکردم..اما این خوشی هم ازم گرفته شدپسرم مرد شده...امشب یه
سوال غافلگیر کننده پرسید-بابا!!چرا مامان رفته سراغ یکی دیگه؟یعنی سراغ کی؟؟؟به روش لبخند زدم-بابایی این

romangram.com | @romangram_com