#می_گل(جلد_اول)_پارت_320

--بيهوشه...ولي زنده است....

--حالا چرا زندانه؟؟؟

--از اون موقع که با مي گل گرفتنشون زندانه...مواد ازش گرفتن هم تو خونه اش هم تو کيفش...کم هم نبوده!!!

--به مي گل چيزي نگو....خودشم فعلا سراغي از خواهرش نميگيره!!

--نامزدي که ميايد؟

--من آره!!!

--مي گل؟

--نميدونم...گفتم دعوت داره...نميدونم بياد يا نه!!!

--يعني چي؟؟ازش نپرسيدي؟

--نه!!!

--با هم قهريد؟

--فکر کنم!!!

--فکر کني؟؟يعني نميدوني؟

romangram.com | @romangram_com