#ما_پنج_نفر_پارت_299
همه با کنجکاوی داشتیم به بحثشون گوش می کردیم.
زهرا جواب آرسام رو نداد و گفت:
بچه ها میخوام یه چیزی بهتون بگم.
همه بهش نگاه کردیم...
زهرا اول یه نگاه به سارا کرد بعد یه نگاه به آرسام انگار که شک داشت که حرف بزنه یا نه .
یه نفس عمیق کشید وگفت:
میدونستین سارا و آرسام....
سارا: زهرا صبحانتو بخور.
صدای اعتراض بقیه بلندشد.
_ عه خب بزار بگه دیگه.....
_راست میگه بگو.....
_زهرا بگو....
_زهرا داریم از کنجکاوی میمیریم بگو دیگه...
romangram.com | @romangram_com