#کیارش_پارت_70
آریان پرید وسط حرفم و گفت:
آریان - پس کجاییه؟
- نمی دونم آرشام گفت که شهرستانی گفت داداشش زنده ست من شاهین و دیدم شریک آرشام توی سوپرمارکته، شاهین خیلی پسر خوبیه شبنم اون همه رو فریب داده به همه دروغ گفته باید تقاص پس بده!
آریان - آره باید تقاص پس بده!
- بی خیال دیگه واسم مهم نیست بیا بریم ناهاری که بهت قول دادمو بهت بدم!
آریان دستاشو کوبید به هم و گفت:
آریان - این شد یه چیزی بریم؟
لبخندی زدم و گفتم:
- بریم!
من و آریان با هم از اتاق خارج شدیم و رفتیم پارکینگ وبی خیال فرحزاد شدیم سوار ماشینامون شدیم و راه افتادیم سمت رستوران همیشگی مون بعد از یه ربع رسیدم ماشین و پارک کردم و از ماشین پیاده شدم طبق معمول به ماشین تکیه دادم و منتظر موندم تا آریان بیاد که یه نفر سلام کرد برگشتم نگاش کردم طنین بود طنازم همراهش بود جواب دادم:
- سلام!
طنین پوزخندی زد و گفت:
طنین - منتظر کسی هستید؟ پس فقط واسه من و خواهرم طاقچه بالا میزاشتید، هه دوست دخترتون کی میاد؟ خیلی دوست دارم ببینمش!
لبخندی زدم و هیچی نگفتم، این دختره یه تختش کمه من که دوست دختر ندارم ولی حتی اگه داشته باشمم به این دختره ربطی نداره! طنین حرصی گفت:
طنین - حتما خیلی خاطرشو میخوای؟
- خاطر کی رو ميخوام ؟
romangram.com | @romangram_com