#کیارش_پارت_71

طنین پوزخندی زد و با لحن تندی گفت:
طنین - اونی که منتظرش هستید!
لبخندی زدم و گفتم:
- آره خیلی دوسش دارم عزیز ترین کسیه که دارم!
طنین قرمز شد و با لحن فوق العاده عصبی گفت:
طنین - به پای هم پیر شید!
خنده م گرفت حسود، با بی خیالی گفتم:
- حسودیت میشه؟
طنین عصبی گفت:
طنین - نه چرا باید حسودیم بشه؟
- این باید از شما پرسید، حالا هم بفرمایید که اگه نفسم بیاد و من و با شما ببینه باهام قهر میکنه منم دلم نمیخواد به خاطر دو تا دختر که اصلا برام مهم نیستن عزیز ترین کسم باهام قهر کنه!
طنین و طناز با عصبانیت راه افتادن برن هنوز دو قدم دور نشده بودن که آریان رسید و ماشین شو پارک کرد و از ماشین پیاده شد و اومد سمتم طنین و طناز سرجاشون خشک شون زده بود خنده مو قورت دادم و رفتم سمت آریان و با صدای نسبتا بلندی گفتم:
- سلام دوست دختر عزیزم
آریان بهش برخورد اخماشو کشید تو هم و با لحن عصبی گفت:
آریان - کیارش خیلی بی شوری من کجام دختره؟
کمی مکث کرد و گفت:

romangram.com | @romangram_com