#کیارش_پارت_69
تو دلم گفتم، همه میدونستن که من و شبنم و دوست داشتم احسان و میتونم ببخشم؟ آره میتونم اونم شبنم و دوست داشته دوریش براش سخت بوده حق داشته لبخندی زدم و گفتم:
- البته که میبخشم!
احسان نفسی از سرآسودگی کشید و گفت:
احسان - با اجازه تون ما دیگه بریم!
لبخندی زدم و گفتم:
- به سلامت!
آریان حرصی گفت:
آریان - خدافظ
اونا رفتن به محض اینکه آریان متوجه شد که اونقد از اتاق دورشون که دیگه صدای مارو نمیشنون اومد سمتم و با صدایی که سعی میکرد بالا نره گفت:
آریان - چرا بخشیدیش؟
لبخندی زدم و گفتم:
- چون اونم مثل من گول ظاهرپاک شبنم و خورده بخشیدمش تا خدا هواشو داشته باشه و به خاطر من زندگیش نابود نشه!
آریان که تا الان عصبانی بود لبخندی زد و گفت:
آریان - پس چرا شبنم و بخشیدی؟
خندیدم و گفتم:
- چون اون از کاری که با من کرده بود پشیمون نبود و ممکنه این بلارو سر کس دیگه ای هم بیاره اون باید تقاص پس بده، راستی می دونستی اون از اول شم با یه نقشه وارد ساختمون ما شد یا اینو میدونستی که شبنم نامزد آرشام بود؟ میدونستی آرشام چاقوکش نبود؟می دونستی شاهین داداش شبنم زنده ست و زنده موندن شو مدیون آرشامه؟ اون به من دروغ گفت ولی حتی بعد از اینکه متوجه شدم که بهم دروغ گفته بازم دوسش داشتم چون فکر میکردم اونم منو دوست داره آرشام و پیدا کردم بعد از شنیدن حرفاش ازش خواستم که منو ببخشه گفت که هر وقت دلتو شکست و ولت کرد بیا اون موقع من تورو میبخشم آرشام راست گفت شبنم دل مو شکست به آرشام زنگ زدم منو بخشید و گفت خیلی وقته منو بخشیده، یه چیزی رو هم فهمیدم شبنم و داداشش خرم آبادی نبودن و شبنم تو خرم آباد زندگی خوبی داشته و به ما دروغ گفته!
romangram.com | @romangram_com