#خیس_مثل_باران_پارت_346
آرش خواست حرفی بزنه بلند بلند خندیدمو گفتم:
—نامزد کجا بود دیوانه، کی به این زن میده؟
رز با نا باوری گفت:--راس میگی؟؟؟؟
آرش سرشو انداخت پایینو اخماشو حسابی کرد تو هم، این کارش یعنی از دستم ناراحته...
ولی خبر نداره که من برای خودش اینکارو کردم، من دلم نمیخواد یه دختر عاشقو ناراحت کنم..
چون مطمئنم رز عاشق آرشه...
وقتی دیدم جفتشون ساکتن رو به رز گفتم:
—تنها اومدی عزیزم؟
لبخند تلخی زدو گفت:-آره تنهام...
—چرا عزیزم؟
- خب اونجا مشکلاتی پیش اومد که تنها اومدم....
آرش با کنجکاوی گفت:
--چیشده رز؟
رز نگاهش کردو با بغض گفت:
--طلاق گرفتم...
صدای داد آرش باعث شد دو متر از جا بپرم
—چه غلطی کردی؟
رز با تته پته گفت:--آرش تو که میدونستی من نمیتونم...
آرش با عصبانیت داد زد:-یه دلیل محکم بیار برای طلاق گرفتنت..
romangram.com | @romangram_com