#خیس_مثل_باران_پارت_309


--پس هنوز سر جاشه...

اوهومی کردمو گفتم:-آراد...

اخمی کردو گفت: -بله؟؟؟

بازم بله؛ بازم آراد مغرور؛ بازم رفت تو جلد خودش

با ناراحتی نگاهش کردمو گفتم:

--منو نمیبخشی...

چپ چپی نگام کردو گفت:- باید ببخشم؟؟؟

سرمو به سینش فشار دادمو گفتم:

--اگه دوسم داشتی میبخشیدی؛ بعدشم تو خودتم خیانت کردی با لیندا...

منو از خودش جدا کردو با اون نگاها که آدم تو خودش جیش میکرد گفت:

-اولا من خیانت نکردم؛ دلیلیم نمیبینم برات توضیح بدم چون به خودم مطمئنم؛ دوما اگر خیانتم میکردم من با تو خیلی فرق دارم....

---چه فرقی داری؛ بعدشم منکه خیانت نکردم من فقط از حرص تو....

با دادی که سرم زد دو متر رفتم عقب؛





-- تو غلط کردی تو خیلی .....خوردی؛ بهت گفته بودم اگه سرت بجمبه بیچارت میکنم اما تو چیکار کردی ها؟؟؟؟تو مگه عقده داشتی که بخوای با این کارا خودتو مطرح کنی....

بازم جوابم سکوت بود چه حرفی که داشتم بزنم من همیشه در جواب این مرد کم میاوردم...

حرفاش همه از منطقو حساب شده بود؛


romangram.com | @romangram_com