#خیس_مثل_باران_پارت_297
__هرکاری بگی میکنم فقط ولش کن..
با تکون دادن دست به اون چند نفر ایست داد که سریع عقب گرد کردن و آراد در حالی که ناله میکرد زیر لب فوش میداد...
با نفرت نگاهش کردمو گفتم:_دستامو باز کن لعنتی حالش خوب نیست..
با سر اشاره کرد دستمو باز کنن و گفت:
--فقط یادت باشه من از آدمای بد قول متنفرم و امشب منتظرتم....
با نفرت نگاهش کردم که خندیدو خواست از در بیرون بره که گفتم:
--هوییییی
برگشت نگاهم کرد که گفتم:-حالش خوب نیست برام بتادیل و گاز استرین و پنبه و الکل بیار...
سری تکون دادو از دیدم محو شد که همه ی نوچه هاشم از در خارج شدن و با صدای بدی به هم کوبیدن...
با سرعت قدم تند کردم سمته آراد که داشت ناله میکرد؛
جلوش زانو زدم و با گریه گفتم:
--الهی برات بمیرم الهی من میمردمو نمیدیدم این حالتو تحمل کن الان زخماتو پانسمان میکنم...
با ناله گفت:
--این زخما خوب بشو نیست...توووووو...چ..راا...با...او....نن...مر..تیکه...حر...ف زد...ییی جا دا...شت الااا...نن بزنم تو ده..نتت و..لی حی..ف که جوو...ن ندا..رم..
به حرفاش خندیدم الهی فداش بشم مر غیرتی من اینجام دست بردار نیست...اما این خنده ی تلخ خیلی زود جاشو به ترس میده...
با ترسی که تو هر کلمم بیان میشه میگم:
romangram.com | @romangram_com