#خیس_مثل_باران_پارت_105


غزل با محبت گونه ی گیسو رو بوسید و گفت

:_ تو بهترین خواهر دنیایی؛ خوش به حاله آراد که همچین زنه خوردنی گیرش اومده؛ راستی ناقلا بگو ببینم چیکا.........

با صدای داد عرفان حرفش نصفه نیمه موند و به ساحل نگاه کرد......

********************

آراد و مریم در حالی که قهوه میخوردن با هم حرف میزدن

آراد:_ ببینید مریم خانوم من بهتون پیشنهاد میکنم که غزلو فعلا با یه چیزی سر گرم کنید تا سهیلم تصمیمش با دلش مشخص شه

مریم:_ آخه چیکار پسرم؟

__ بفرستیدش به کلاسی که خیلی بهش علاقه داره...

_ غزل من عاشقه موسیقیه

آراد با لبخند محوی فنجونشو روی میز گذاشت و گفت:

__جدا؟؟

_بله پسرم ولی من موقعیتشو ندارم که بخوام بفرستمش

__ این که مشکلی نیست من به پسر عموم سفارش میکنم که به ایشون موسیقی یاد بده

_مگه پسر عموتون بلده؟

__بله پسر عموم یکی از بهترین آهنگ سازاس و البته...

خودشو نشون دادو ادامه داد: بندم یکی از بهترین شاگرداش....

مریم با لحنه با مزه ای گفت: نگید که خوانندگی بلدید؟

آراد سرشو تکون دادو گفت: ای یه چیزایی سرم میشه....


romangram.com | @romangram_com