#خیس_مثل_باران_پارت_104
__الان من خوشبخت ترین دختر دنیام میدونی چرا؟
_عرفان با شیطنت گفت:_ چون منو داری
نازنین مشتی به بازوش زدو گفت : لوووووووس
عرفان با لبخند گفت:_ چرا عشقم
نازنین سرشو رو شونه ی عرفان گذاشت و گفت:
__چون دارم تو روزای سرد بهمن؛ تو این هوای دو نفره؛ کنار خوشتیپ ترین مرد دنیا؛ کنار عشقم قدم میزنم
عرفان بوسه ای رو پیشونیش گذاشت و گفت:_ تو دختر خوبی هستی نازی ولی کاش بیشتر از این وابسته نشی....
***همین!همین کلمه کافی بود واسه شکستن و فرو ریختن غرورو احساس یه دختری که پاکیشو بدست مردی داده بود که دیوونه وار عاشقش بود وقسم میخورد که تا الان خوشحال بود خیلی خوشحال بود برای داشتنش اما اون مرد چیکار کرد؟ در کمال نامردی خوردش کرد....
***********
نازنین دستشو محکم با قفسه ی سینه ی عرفان زدو جیغ کشید:
من چی کم دارم هان؟ من دختریم که همه به خاطرش سرو دست میشکونن؛ تک دختر یه خانواده ثروتمند؛من پاک بودم تو از پاکیم استفاده کردی و در کمال نامردیت خوردم کردی از زندگیم برو تو یه آشغالی.....
اینارو گفت و از جلوی چشمای پر تعجب عرفان دور شدو به سمت دریا دوید.....
*********************************
گیسو و غزل تو تراس نشسته بودن و با هم حرف میزدن؛
غزل:_ بمیرمم دیگه باهاش بر نمیگردم غزل دارم دیونه میشم باید یه کاری کنم
گیسو:__ عزیزم حق داری تو فعلا بچسب به درست که کنکورو خوب بدی بعدش برای سهیل تصمیم میگیری
_ نه نه! دیگه تصمیمی وجود نداره من نمیخوامش
__ عزیز دلم یعنی میتونی فراموشش کنی؟
_ میتونم؛ باید بتونم
romangram.com | @romangram_com