#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_315

لباس و چندجا هم بی لباس بودیم
یه فیلم هم بود
زدم روش و نگاهش گردم
دقیقه و خورده ای بود و از معاشقه مون بود. با کلافگی و اعصابی داغون فیلم رو قطع
کردم و گوشی رو پرت کردم کنارم
دستی توی موهام کشیدم و به فکر فرو رفتم


اگه بخواد عکسا رو به کسی بده چی؟
اگه بخواد واقعا این کارو کنه چی؟
با فکر اینکه مردی که جز خودم بخواد اون عکسا رو با اون وضعیت هانا ببینه روانی میشم
حتی نمیخوام یه زن هم اونا رو ببینه
به علی قسم اگه اینکارو کنه زندش نمیزارم
بخدا میکشمش
نمیزارم زنم ، ناموسم بی حرمت بشه
نمیزارم با آبروم بازی بشه
هر چی صبوری کردم بسه


نمیدونستم در این حد لاشیه
همین حین گوشیم زنگ خورد . مهدی بود
میگفت نفر با ماشین میان چون اونجا لازمشون میشه اما نفردیگه رو با خودش با
هواپیما می بره . شماره حسابش رو گرفتم تا پول بریزم به حسابش بده به بچه هاش لازمشون
میشه وگوشی رو قطع کردم.

romangram.com | @romangram_com