#خیلی_دلم_تنگه_برات_پارت_217

من_هوم؟ نظرت چیه؟
با لپ هایی قرمز شده وبا جیغ گفت:
_خیلی پررویییی میلاد. همین یکی هم از سرت زیاده. پدرمو درآورده
_ئه خب شوهرت دلش میخواد دیگه. حالا خود دانی. تا سال دیگه بهت وقت میدم، دختر
نیاوردی برام میرم زن دوم میگیرم
با اخمای در هم بشقاب برنج رو به ضرب گذاشت جلوم و همونجور که میرفت بیرون گفت:
_زیر خورشتو خاموش کن برا خودت بکش. لیاقت نداری برات کاری بکنم


_ همین کارا رو میکنی که فکر زن دوم میزنه به کلم
_ به جهنم. برو هر چندتامیخوای زن بگیر
_بگو جون میلاد راست میگم؟
با چشم غرش ساکت شدم.
ای جونم
اصلا قرمزززز شده بودا
بعضی اوقات شوخیامو جدی میگرفت
البته کرم از خودمه ها
خیلی سربه سرش میزارم و حرصش میدم


بلند شدم و زیر خورشت رو خاموش کردم و توی ظرف ریختم
به همراه نوشابه و سبزی روی میزگذاشتم و مشغول خوردن شدم
ای دستت درد نکنه طیبه با دست پختت
یعنی عالیه ها

romangram.com | @romangram_com