#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_284
" یا شایدم دوست داری عکس هات رو کل دانشگات و دوستات ببینن؟"
به شماره ای که ارسال کرده بود خیره شدم.
سریع نتم را روشن کرده و شماره را وارد کردم که چندعکس مختلف ازمن با زاویه های مختلف و مبتذل روی صفحه خودنمایی می کرد.
عرق سردی روی پیشانی ام نشست و کف دستان عرق کرده را به شلوارم چسباندم و رویش کشیدم تا خشک شود که عکس بدی تمام تنم را لرزاند و لب هایم عجیب به همدیگر چفت و قفل شده بود ازخشم وافر.
باگریه تلفن را بالا بردم تا محکم برسر دیوار بکوبم که صدایش بلندشد و خشکیده تار به شماره اش که همان ناشناس بود خیره شدم.
دستانم مشت شد و صدایم زخیم و گرفته: الو؟
_ به به بلاخره جواب دادی شما؟
لبم را گزیدم:
کی هستی؟
چرا مزاحمم شدی، مگه خودت خواهر و مادر نداری بی شرف؟
خنده بلندی کرد:
گلم حرص نخور... خب خب دیگه چی؟
اوم به نظرم تو بجای فکرخواهرومادرمن بیای به این آدرس و قال قضیه رو بکنی.
ناخنم رو زیر دندان کشیدم و مضطرب غریدم:
گفتم توکی هستی؟
romangram.com | @romangram_com