#کلاغ_پر_گنجشک_پر_پارت_278


پدرت خوبه؟

کتی جون چی، خوب هستند؟



نفس پرصدایی می کند و طعنه زنان لب لرزاند:

یه وقت حال من و نپرسی؟

جا می خوردم و مبهوت سری کج کرده و چشم ریز می کنم:

حالت و که دارم می بینم نیاز به تعریف و پرسیدن نیست.



دستی داخل خرمن موی بلندش می کند و گلو تازه می کند:

می دونم ولی واسه خاطر دلم که شده بود می پرسیدی بد نبود.



نمی دانم چرا از لحن بامزه اش خنده ام می گیرد و با گزیدن گوشه لبم سعی در مخفی کردن خنده ام هستم که بی تعارف و غدوغش دست به سینه می شود:

ناراحت نمی شم اگه بهم بخندی.



همین یک جمله مرا بس بود که غش غش آرام بخندم و از دل گرفته و جلوی او خم شوم که اونیز با لبخندخاص و نگاه نافذ و درخشانش بهم توجه کند:



باورت می شه خیلی ناز می خندی؟


romangram.com | @romangram_com